ورود کاربران

عبرت های عاشورا قسمت سوم

لُبّ و جوهر حادثه عاشورا این است که در دنیایی که همه جای آن را ظلمت و فساد و ستم گرفته بود، حسین‌‌بن‌‌علی علیه‌‌السّلام برای نجات اسلام قیام کرد و در این دنیای بزرگ، هیچ‌‌کس به او کمک نکرد!
ابن‌‌عبّاس یک‌‌طور؛ عبدالله‌‌بن‌‌جعفر یک‌‌طور؛ عبدالله‌‌بن‌‌زبیر یک‌طور؛ بزرگان باقیمانده از صحابه و تابعین یک‌‌طور. این، در حالی بود که هنگام حرف زدن، همه از دفاع از اسلام می¬گفتند. اما وقتی نوبت عمل رسید و دیدند که دستگاه یزید، دستگاه خشنی است؛ رحم نمی¬کند و تصمیم بر شدّت عمل دارد، هرکدام از گوشه‌‌ای فرار کردند و امام حسین علیه‌السّلام را در صحنه تنها گذاشتند. حتی برای این‌که کار خودشان را توجیه کنند، خدمت حسین‌‌بن‌‌علی علیه‌‌السّلام آمدند و به آن بزرگوار اصرار کردند که «آقا، شما هم قیام نکنید! به جنگ با یزید نروید!»

فرق است بین آن سربازی که به میدان نبرد می‌رود؛ مردم به نام او شعار می¬دهند و از او تمجید می¬کنند؛ میدان اطراف او را انسان¬های پرشوری مثل خود او گرفته‌‌اند؛ می¬داند که اگر مجروح یا شهید شود، مردم با او چگونه با شور برخورد خواهند کرد؛ فرق است بین این آدم و آن انسانی که در چنان غربتی، در چنان ظلمتی، تنها، بدون یاور، بدون هیچ‌گونه امید کمکی از طرف مردم می‌ایستد و مبارزه می¬کند و تن به قضای الهی می¬سپارد و آماده کشته شدن در راه خدا می¬شود.

خطاست اگر کسی خیال کند که امام حسین علیه السّلام، شکست خورد. کشته شدن، شکست خوردن نیست. در جبهه جنگ آن کس که کشته می‌شود شکست نخورده است. آن کس که به هدف خود نمی‌رسد، شکست خورده است. هدف دشمنان امام حسین علیه السّلام، این بود که اسلام و یادگارهای نبوّت را از زمین براندازند. اینها شکست خوردند. چون این‌طور نشد.

این، یک الگوی امتحان شده‌‌است. درست است که در روزگار صدر اسلام، حسین بن علی علیه‌‌السّلام، با هفتاد و دو نفر به شهادت رسید؛ اما معنایش این نیست که هرکس راه حسین علیه‌السّلام را می‌رود و همه کسانی که در راه مبارزه‌‌اند، باید به شهادت برسند؛ نه. ملت ایران، بحمدالله امروز راه حسین علیه السّلام را آزمایش کرده است و با سر بلندی و عظمت، در میان ملت¬های اسلام و ملت¬های جهان، حضور دارد. آنچه که شما پیش از پیروزی انقلاب انجام دادید و رفتید، راه حسین علیه السّلام؛ یعنی نترسیدن از خصم و تن دادن به مبارزه با دشمن مسلّط بود.

نکته‌‌ای که می¬خواهم عرض کنم این است: آن ایستادگی، امروز هم واجب و لازم است. امروز قدرت استکباری امریکا می¬خواهد ملت ایران و ملت¬های مبارز مسلمان را در همه دنیا، از سطوت و بطش خود بترساند.

این، یک عبرت عجیب در تاریخ است. آن‌جا که بزرگان می¬ترسند، آن‌جا که دشمن چهره بسیار خشنی را از خود نشان می‌دهد، آن‌جا که همه احساس می‌کنند اگر وارد میدان شوند میدان غریبانه‌‌ای آنها را در خود خواهد گرفت؛ آن‌جاست که جوهرها و باطن افراد شناخته می¬شود.

عظمت شهدای کربلا به این است! یعنی برای احساس تکلیف، که همان جهاد در راه خدا و دین بود، از عظمت دشمن نترسیدند؛ از تنهایی خود، احساس وحشت نکردند؛ کم بودن عدّه خود را مجوزّی برای گریختن از مقابل دشمن قرار ندادند. این است که یک آدم را، یک رهبر را، یک ملت را عظمت می‌بخشد: نترسیدن از عظمت پوشالی دشمن.

بیانات در دیدار با اقشار مختلف مردم 10 تیرماه 1371

سایت های همکاران: